چه بارانی میبارد.....
تودر کنارمن ایستاده ای.....
دیگر فانوس در اسمان نیست.....اینجاست.....در کنارمن.....
بوی بودنت حتی پرندگان رهگذر را مست کرده است چه رسد به من......
که مجنـــــــــــــون وار میخواهمت.......
نگاه کن خوب من.......
نگاه کن که اسمان برای وصالمان چه اشکه شوقی میریزد.....
خوب نگاه کن خوب من......
توامدی و دریای طوفان زده ی دلم ارام گرفت.......
انگار تو امدی و زمین و زمان جـــــــــــــان گرفت......
تو.....تو معجزه ای نه؟!!؟؟؟!!!
من چنان می اندیشم که تو یک زندگی هستی....
یک زندگی که در هستی جاری دارد.......
زندگی من.......
معجزه ی من.......
فانوس من.......
به پای این پیمان ناگستنیمان بمان.....تا ابد.....
برای من......
نظرات شما عزیزان:
arezoo 
ساعت14:14---23 فروردين 1392
|